X
تبلیغات
وبلاگ دانشجویان رشته ژئو ورودی 88

وبلاگ دانشجویان رشته ژئو ورودی 88

اهمیت و کاربرد های تكتونيك (Tectonic) و زمین شناسی ساختمانی

 Tectonic : The study of processes that move and deform Earth's crust. Describing the forces that cause the movements and deformation of Earth’s crust on a large scale, also describes the resulting structures or features from these forces.

هر کسي که با زمين شناسي سر و کار داشته باشد، تشخيص مي‌دهد که پوسته زمين در طي تاريخ زمين شناسي يک واحد ثابت و غير متغيري نبوده است بلکه به کرات در برابر عوامل داخلي و خارجي در آن تغيير شکل ايجاد شده است. شاهد اين مدعي وجود نواحي عظيم چين خورده يعني سلسله کوههاست که در آن رسوبات و سنگهاي ديگر فشرده شده و فرم آنها تغيير کرده است.

عامل ديگر رسوبات دريايي است که اينک در قلل مرتفع کوهها ديده مي شود و در برخي موارد هزاران متر از سطح دريا بالاتر قرار گرفته است و اين خود ناپايداري قشر زمين را نشان مي‌دهد. بطور کلي مي‌توان گفت که زمين شناسي ساختماني و تکتونيک ، درباره ساختهاي مختلف سنگهاي تشکيل دهنده پوسته زمين، چگونگي تشکيل و ارتباط آنها با عوامل داخلي زمين بحث مي‌کند.

 

اهميت و کاربرد زمين شناسي ساختماني

زمين شناسي ساختماني در بين ساير علوم زمين شناسي ، موقعيت خاصي را داراست. مثلا تهيه نقشه زمين شناسي محل ، بدون آگاهي به نوع ساختمانهاي منطقه ، غير ممکن است. زيرا بدون توجه به ساختمانهاي موجود ، ارتباط واحدهاي مختلف زمين شناسي امکان پذير نيست. از سوي ديگر مواد معدني ، در ساختمانهاي خاص زمين شناسي متمرکز مي‌شوند.

مثلا نفت و گاز طبيعي بيشتر در قسمتهاي بالاي تاقديسها جمع مي‌شوند و با شناسايي اين ساختمانهاست که مي‌توان امکان وجود آنها را بررسي کرد. همچنين بسياري از موارد معدني بصورت رگه تشکيل مي‌شوند که اين رگه‌ها ، معمولا در امتداد گسلهاي موجود در منطقه تشکيل مي‌شوند. در بسياري موارد ، در اثر وجود گسلها و شکستگيها ، گسترش ماده معدني در يک منطقه قطع مي شود و براي پيدا کردن مجدد آن ، آگاهي به مشخصات تکتونيکي منطقه ، ضروري است.

آشنايي به وضعيت ساختماني منطقه ، کمک موثري در مطالعه آبهاي زيرزميني است. زيرا گسلها و شکستگيها ، مجراهاي مناسب جهت عبور آبهاي زيرزميني مي‌باشد. شناسايي دره ها و گسلهاي ناحيه ، يکي از بهترين مراحل مقدماتي حفر تونلها و احداث سدها به شمار مي‌آيد.

 

انواع بررسي‌هاي زمين شناسي ساختماني

- بررسي بر اساس وضعيت هندسي

در اين نوع تقسيم‌بندي ، ساختمانهاي مختلف زمين از نظر شکل هندسي مورد توجه قرار گرفته و به انواع چين‌ها ، گسل ، درزه‌ها و … تقسيم مي‌شوند.

 

- بررسي از نقطه نظر سينماتيکي

در اين بررسي ، اشکال مختلف زمين‌شناسي ، از نقطه نظر نحوه حرکات پوسته زمين ، که منجر به ايجاد ساختمان مذبور شده است، مورد بررسي قرار مي‌گيرند. در حقيقت در اين حالت چگونگي تشکيل ساختمانهاي مختلف ، مطالعه مي شود.

 

- بررسي تاريخي

مقصود از اين بررسيها ، مطالعه چگونگي تشکيل ساختمانهاي مختلف ، در دوره‌هاي خاص زمين‌شناسي است. زيرا بطوري که مي‌دانيم، در دوره‌هاي مختلف دوران زمين شناسي ، حرکات تکتونيکي مختلفي وجود داشته است.

 

- بررسي از نظر ديناميکي

در اين بررسي ، رابطه نيروهاي موثر بر سنگهاي زمين و ساختمانهاي حاصله ناشي از آنها مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

 

گسل ها (Faults)

A fracture or fracture zone in rock along which movement has occurred.

گسلها شکستگيهايي در پوسته زمين هستند که در طول آنها تغيير شکلهاي قابل توجهي ايجاد شده است. گاهي اوقات گسلهاي کوچک در ترانشه هاي جاده، جائي که لايه هاي رسوبي چند متر جابجا شده اند، قابل تشخيص هستند. گسلهايي در اين مقياس و اندازه معمولا بصورت تک گسيختگي جدا اتفاق مي¬افتد. در مقابل گسلهاي بزرگ، شامل چندين صفحه گسل درگير مي¬باشند. اين منطقه هاي گسله، مي¬توانند چندين کيلومتر پهنا داشته باشند و معمولا از روي عکسهاي هوايي راحتتر قابل تشخيص هستند تا سطح زمين.

در واقع حضور گسل در يک منطقه نشان مي¬دهد که در يک زمان گذشته، در طول آن جابجايي رخ داده است. اين جابجايي¬ها مي¬توانسته يا بصورت جابجائي آرام باشد که هيچ گونه لرزشي در زمين ايجاد نمي¬کند و يا اينکه بصورت ناگهاني اتفاق بيفتد که جابجايي هاي ناگهاني در طول گسلها عامل ايجاد اغلب زلزله ها مي¬باشد.  بيشتر گسلها غير فعال هستند، و باقيمانده¬اي از تغيير شکلهاي گذشته مي¬باشند. در امتداد گسلهاي فعال، حين جابجائي فرسايشي دو قطعه پوسته¬اي در کنار هم، سنگها شکسته و فشرده مي¬شوند. در سطح صفحات گسلي، سنگها بشدت صيقلي و شياردار مي¬شوند. اين سطوح صيقلي و شياردار به زمين شناسان در شناخت جهت آخرين جابجايي ايجادشده در طول گسل کمک مي¬کند. که زمين شناسان بر اساس جهت حرکت گسلها، آنها را به انواع مختلفي تقسيم بندي مي¬کنند که در قسمت انواع گسلها به اين تقسيم بندي مي¬پردازيم.

 

مشخصات گسلها

براي تعريف گسلها، از مشخصات هندسي آنها، يعني موقعيت قرارگيري آنها در يک فضاي سه بعدي، استفاده مي¬شود که عمده¬ترين اين مشخصات هندسي راستا و شيب مي¬باشند. شناخت اين پارامترها در سطح، زمين شناسان را قادر مي¬سازد تا ساختار سنگها و گسلها را در زير زمين و قسمتهاي دور از ديدشان، پيشبيني نمايند.

 

راستا:جهت و راستاي خط تلاقي صفحه گسل با افق تحت عنوان راستا شناخته مي¬شود. راستا معمولا بصورت زاويه¬اي با شمال مشخص مي¬گردد. براي مثال عبارت N20E نشان مي¬دهد که راستاي گسل 20 درجه به سمت شرق نسبت به جهت شمال متمايل است.

 

شيب:عبارتست از شيب سطح يک توده سنگي يا صفحه گسل، نسبت به صفحه افق. شيب شامل زاويه انحراف و نيز جهت آن ميباشد. جهت متصور شدن شيب يک گسل، بخاطر سپاري اين نکته است که آب هميشه در صفحه موازي با شيب گسل به سمت پايين جاري خواهد شد.

 

براي نمايش گسلها بر روي نقشه¬هاي زمين شناسي، بدين ترتيب عمل مي¬شود که با يک خط راستاي گسل را نشان ميدهند و با يک خط کوتاهتر و عمود بر خط قبلي، جهت شيب را مشخص کرده و درجه شيب را در کنار آن مينويسند.

 

انواع گسلها

تقسيم بندي گسلها فقط بر اساس هندسه و جهت جابجائي نسبي ايجاد شده در آنها صورت مي¬پذيرد. گسلهاي راستا لغز و گسلهاي شيب لغز دو تقسيم بندي کلي گسلها ميباشند که در زير تعاريف مربوط به آنها آورده مي¬شود.

 

» گسلهاي امتداد لغز (strike slip fault)

A fault with horizontal displacement, typically caused by shear stress.

گسلهايي که امتداد اصلي لغزش در امتداد راستاي گسل باشد، گسل امتداد لغز ناميده ميشوند. بر اساس جهت حرکت در امتداد راستاي گسل، گسلهاي چپ گرد و يا راست گرد را ميتوان تشخيص داد. نحوه تشخيص بدين ترتيب است که اگر در يک سمت از گسل بايستيم و حرکت سمت ديگر را نظاره نماييم، اگر حرکت آن از سمت چپ به راست باشد، گسل راست گرد و در حالت برعکس چپ گرد خواهد بود. بعنوان مثال شکل زير يک گسل امتداد لغز راست گرد را نشان ميدهد.

 

» گسلهاي شيب لغز (Dip slip Fault)

A fault in which two sections of rock have moved apart vertically, parallel to the dip of the fault plane.

گسلهايي که امتداد اصلي لغزش موازي جهت شيب گسل باشد، گسلهاي شيب لغز ناميده مي¬شوند. گسلهاي شيب لغز نرمال و معکوس بر اساس جهت حرکت دو قطعه نسبت به هم تعريف ميشوند. در صورتي که نيروي وارده فشاري بوده و دو قطعه را به هم نزديک کند، گسل شيب لغز معکوس و در صورت دو شدن دو قطعه از هم گسل شيب لغز نرمال ناميده مي شود.

بر اساس حرکتهاي قائم دو قطعه نسبت به هم، فرا ديواره و فرو ديواره قابل تشخيص است. در زبان انگليسي به فرا ديواره Hanging wall ( ديواره آوريز ) و به فرو ديواره Footwall اطلاق مي شود. دليل اين نامگذاري برميگردد به معدنکاراني که در معادن زير زميني کار ميکردند. چون غالبا معادن در محل تقاطع دو قطعه قرار دارند، فرا ديواره سقف معادن را تشکيل ميدهد که محل آويزان کردن چراغها در داخل معادن بود (Hanging wall) و فرو ديواره کف معدن يا محلي که پا بر روي آن قرار ميگيرد است که به آن Footwall اطلاق مي شود. در زبان فارسي از دو اصطلاح فرا ديواره و فرو ديواره براي نامگذاري استفاده مي شود.

در عمل لغزش گسل، ترکيبي از شيب لغز و راستا لغز مي¬باشد که گسل مايل ناميده مي شود. در شکل زير تمام حالتهاي ممکن به نمايش گذاشته شده است.

 

زمين لغزش

حرکت و جابجايي بخشي از مواد دامنه در امتداد يک سطح گسيختگي مشخص را «لغزش» مي‌ناميم. در لغزشهاي دامنه‌اي تغيير شکل از نوع «برش ساده» است. لغزش انواع مختلف داشته و در هر نوع مصالحي مي‌تواند ايجاد شود. ويژگيهاي توده متحرک و شکل سطح گسيختگي معمولا به عنوان عوامل طبقه بندي لغزشها بکار گرفته مي‌شوند.

 

- انواع لغزشهاي دامنه‌اي

 

» لغزش انتقالي يا ساده

در لغزش انتقالي ، توده‌اي از مواد به روي يک سطح کم و بيش مسطوي به سمت پايين دامنه مي‌لغزند. شرايط زمين شناسي و در راس آن وجود ناپيوستگي هاي ساختي داراي جهت يابي مناسب ، از جمله عوامل ايجاد يک لغزش انتقالي است.

 

» لغزش دايره‌اي يا چرخشي

لغزش دايره‌اي يا چرخشي عمدتا در دامنه‌هاي خاکي و خرده سنگي طبيعي و مصنوعي و به مقدار کمتر در دامنه‌هايي که از سنگ خرد شده يا ضعيف و هوازده ساخته شده‌اند، ديده مي شود. در اين حالت گسيختگي در راستاي سطوحي منحني و قاشقي شکل ، که حداکثر تنش برشي را تحمل مي کنند، صورت مي‌گيرد. براي ايجاد يک لغزش دايره‌اي معمولا نياز به شرايط زمين شناسي ويژه و گسستگيهاي ساختي نيست.

 

» لغزش مسطوي در سنگ

اين نوع لغزش انواع مختلفي دارد. از آن جمله است لغزش يک يا چند واحد سنگي در امتداد يک يا چند سطح مسطوي ، سر خوردن يک قطعه کوچک يا ورقه‌اي از سنگ به روي دامنه ، لغزش توده عظيمي از سنگ و سرانجام لغزش گوه‌اي در امتداد فصل مشترک دو صفحه متقاطع.

 

شرايط مناسب براي لغزش مسطوي

سنگهاي لايه‌لايه رسوبي که شيبشان به سمت خارج دامنه و مقدار آن مساوي يا کمتر از شيب دامنه است.گسل‌ها ، درزها و فولياسيونهايي که سطوح ضعيف ممتدي را ساخته و سطح دامنه را قطع مي‌کنند.درزهاي متقاطع که گسيختگيهاي گوه‌اي را مي‌سازند.سنگ سخت و درزدار که سر خوردن قطعات سنگ را به همراه دارد. پوسته پوسته شدن در توده‌هاي گرانيتي که سرخوردن ورقه‌هايي از سنگ را باعث مي شود.

 

لغزش چرخشي در سنگ : در اين نوع لغزش توده‌اي قاشقي شکل از سنگ ، بر اثر لغزش در امتداد سطحي استوانه‌اي ، گسيخته مي شود. ايجاد ترکهايي در راس بخش ناپايدار و برآمدگيهايي در پاشنه آن نشانه‌هاي حرکات آغازين‌اند. پس از گسيختگي نيز معمولا پرتگاهي در بالاي دامنه و به هم ريختگيهايي در پايين آن متساعد مي شود. افزايش شيب دامنه ، هوازدگي و نيروهاي آب نشستي از دلايل اصلي اين نوع لغزشند.لغزش چرخشي در سنگهاي سخت يکپارچه ديده نمي شود.

 در مقابل درستيهاي دريايي و ديگر سنگهاي نرم ، همچنين در سنگهاي رسوبي لايه‌لايه به شدت درزدار و داراي لايه‌هاي ضعيف ، فراوان ايجاد مي شود. شيب طبيعي شيلهاي دريايي متورم شونده و به شدت ترکدار ، کم و پايدارسازي آنها معمولا مشکل است. اين نوع گسيختگيها معمولا پيشرونده و وسيع اند.

 

لغزش چرخشي در خاک : رايجترين نوع لغزش در خاک ، حرکت چرخشي يک يا چند قطعه از آن در امتداد سطوح استوانه‌اي است.

 

علل اصلي لغزش چرخشي در خاک

• نيروهاي آب نشستي

• افزايش شيب دامنه

• ساختهاي قبلي باقيمانده در خاک برجا

لغزشهاي چرخشي از ويژگيهاي رسوبات نسبتا صخيم خاک چسبنده و بدون سطوح ضعيف است. عمق سطح گسيختگي وابسته به شرايط زمين شناسي است. لغزشهاي عميق در زمينهاي رسي و لغزشهاي کم عمق در واريزه‌ها انجام مي شود. نشانه‌هاي اوليه اين نوع لغزش ، ترکهاي کششي در راس و برجستگيهاي در قاعده دامنه است.

 

گسترش جانبي و گسيختگي متوالي

نوعي گسيختگي صفحه‌اي است که سنگ و خاک ديده مي شود. در اينجا مواد در امتداد يک سطح ضعيف بطور جانبي تحت تنش قرار گرفته و متواليا بصورت قطعاتي مي‌شکنند. علل اصلي اين نوع لغزش عبارت است از نيروهاي آب نشستي و افزايش شيب و ارتفاع دامنه. اين نوع گسيختگي را معمولا نمي‌توان با روشهاي رياضي پيش بيني کرد. زيرا از قبل نمي‌توان محل تشکيل اولين ترک و در نتيجه اولين قطعه را مشخص کرد. با اين حال ، چون در انواع خاصي از سنگ و خاک ايجاد مي شود، تشخيص حالات ناپايدار بالقوه امکان پذير است. گسترش جانبي معمولا به تدريج توسعه يافته و مي‌تواند حجم زيادي داشته باشد. 

اين نوع گسيختگي در دره رودها رايج است و بطور مشخصي در رسهاي سخت شکاف‌دار ، شيلهاي رسي و لايه‌هاي افقي يا کم شيب ، که حاوي مناطق ضعيف ممتدي هستند، ديده مي شود. واريزه‌هايي که به روي خاک برجا يا سنگ داراي شيب ملائم قرار گرفته‌اند، متواليا بصورت گسترش جانبي گسيخته مي‌شوند. نشانه اين نوع گسيختگي در مراحل آغازين ترکهاي کششي است، البته در برخي شرايط مثل بارگذاري ناشي از زمين لرزه ، ممکن است ناگهاني باشد. در خلال گسترش پيشرونده ، ترکهاي کششي بار شده و پرتگاههايي ايجاد مي شود. گسيختگي نهايي ممکن است تا سالها اتفاق نيافتد.

 

لغزش واريزه

اين نوع لغزش به حرکت توده‌اي از خاک ، يا خاک و قطعات سنگ که بطور يکجا يا در واحدهاي جداگانه در روي يک سطح مسطوي پرشيب مي‌لغزند، اطلاق مي شود. اين لغزش اغلب حالت پيشرونده داشته و ممکن است به بهمن يا جريان منتهي شود. علل اصلي لغزش واريزه‌اي عبارتست از افزايش نيروي آب نشستي و شيب دامنه. اين نوع لغزش در جاهايي که واريزه‌ها يا خاک برجا به روي سطح شيبدار و نسبتا کم عمق سنگي قرار گرفته باشد، ايجاد مي شود. آغاز حرکت در اين نوع لغزش هم با ترکهاي کششي مشخص مي شود.

 

اهميت مطالعه گسل ها

در هر زون ساختماني روند نيروهاي تغيير شکل دهنده و در نتيجه جهت و امتداد چين ها و گسل ها متفاوت است.علاوه بر گسلهاي اصلي تعداد زيادي از شکستگي هاي فرعي به صورت دستجات گسلي دسته دوم و سوم و گاه چهارم نيز در هر منطقه ديده مي شودکه سرانجام به درزها و سيستم هاي درزي ختم مي شوند. گسلهاي فرعي،عموماً با گسلهاي اصلي موازي بوده و گاهي نيز بر حسب تغيير جهت نيروها و يا مقاومت متفاوت سنگها،شکستگي هاي اصلي را با زواياي متفاوت قطع مي کنند. به علاوه وجود عوامل فرعي مثلاً گنبدهاي نمک نيز در تغيير شکل روندهاي ساختماني اثر مهمي بجا مي گذارد.

در سالهاي اخير به کمک عکس هاي  ماهواره اي توانسته اند نقشه هاي دقيق سيستم گسلي مناطق مختلف ايران را ترسيم نمايند. به اين ترتيب حدو مرز شکستگي هاي اصلي و فرعي مشخص شد.

اهميت اين قيبل مطالعات و استفاده از عکس هاي  ماهواره اي در زمين شناسي مدرن امري اجتناب ناپذير بوده و تنها به ذکر چند مورد اشاره مي کنيم که شامل:

- مطالعه و شناخت دقيق روندهاي تکتونيکي کشور

- مطالعه و بررسي گسلهاي فعال کواترنر و امکان جابجايي و زلزله زايي آنها

- بررسي تغييرات ژئومورفولوژيکي

- بررسي موقعيت زمين شناسي معادن شناخته شده به منظور کشف وضعيت مشابه در نواحي ديگر

- مطالعات ژئوتکنيک در ارتباط با طرحهاي عمراني،سد سازي وجاده سازي.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/01/31ساعت 10:57  توسط میلاد   | 

نفش فرايندهاي فرسايشي ناشي از عوامل حمل و نقل در زمين ريخت شناسي:

رودخانه ها

» انواع آبراهه ها :

الف- آبراهه هاي مئاندري

ب- آبراهه هاي بريده بريده

پايداري آبراهه ها

» اشکال تراکمي آبرفت رودخانه اي:

الف- دشت سيلابي

ب- دلتاها

» ژئومورفولوژي ساحلي:

الف - سواحل سدي

ب - سواحل فرسايشي

 

فرايندهاي سوم فرسايش يا عوامل حمل:

رودخانه ها:

حجمي از آب جاري که از يک آبراهه باز عبور مي کند رود ناميده مي شود. حرکت آب در آبراهه هاي باز تابع دو نيروي اصلي است، يکي نيروي جاذبه که سبب راندن آب به شيب پايين دست مي شود و نيروي اصطکاکي که بين مولکول هاي آب وجود دارد. علاوه بر اين نيروي ديگري بين آب و حواشي آبراهه برقرار است. اين دو نيروي کلي يعني جاذبه و اصطکاک سبب حرکت آب به پايين دست مي شود.
رواناب حاصل از زهکشي حوضه همراه بار و نوع رسوبي که با خود به آبراهه رود خانه مي رساند يکي از متغيرهاي عمده اي است که در تعيين اندازه و ويژگي شکل آبراهه اهميت دارد. مورفولوژي رودخانه به عوامل مختلفي همچون مقدار تخليه، اندازه مواد در بستر و شيب دامنه اي دره که براي مثال با افزايش مقدار تخليه عمق و عرض بستر به راحتي افزايش مي يابد. همچنين ابعاد آبراهه به مقدار آبي که از داخل آن مي گذرد و ميزان تخليه آن ارتباط دارد. بار رسوبي که شامل بار معلق و بار بستر است نيز بر شکل آبراهه تأثير دارد بنابراين مسير براي حمل بار معلق آبراهه اي است که نسبتاً باريک و عميق باشد و اگر همين آبراهه قرار باشد بار بستر را حرکت دهد بايد پهن تر و کم عمق تر شود.

 

آبراهه هاي مئاندري

آبراهه بريده بريده

 

انواع آبراهه ها:

آبراهه ها را به صورت مستقيم، مئاندري يا بريده بريده در نظر مي گيرند. در واقع آبراهه هاي مستقيم نسبت به ساير آبراهه ها مانند انشعابي، بريده بريده و يا پيچ و خم دار از عموميت بيشتري برخوردار است.


 الف- آبراهه هاي مئاندري : در هنگام تخليه زياد در آبراهه وقتي که سرعت جريان زياد است آب به سکوهاي کناري نيز مي رسد و درون آبراهه گرداب هاي چرخنده اي به وجود مي آيد که متعاقباً سبب افزايش و کاهش پي در پي جريان مي شود تحت اين شرايط جريان تندتر سبب فرسايش حوضچه ها و جريان کندتر روي برجستگي ها رسوبگذاري را ادامه مي دهد و نوسانات جانبي جريان نيز توسعه يافته سبب گسترش پيچ و خم رودخانه مي شود قطعاً وجود اغتشاشات و ناپايداري هاي جرياني براي تشکيل رودخانه هاي مئاندري ضروري است.

 

ب- آبراهه هاي بريده بريده: به دو صورت ممکن است حاصل شود، وقتي که بستر در حال گسترش است نهشته هاي سدي از بار بستري در آن افزايش مي يابد، جريان منشعب مي شود و نمونه بريده بريده شکل مي گيرد. نوع ديگر آبراهه هاي بريده بريده با شيب تند جرياني همراه است. در اين حالت جريان زياد و قوي مقادير زيادي از بار بستر را به حرکت در مي آورد. به منظورحرکت دادن اين مواد آبراهه بايد وسيع، کم عمق و با شيب تند باشد تا بيشترين نيروي برشي را به بستر وارد کند. به اين ترتيب آبراهه هاي بريده بريده در دامنه ها و شيب هاي تند افزايش مي يابد.

 

پايداري آبراهه ها:

چون آبراهه هاي آبرفتي از مواد رسوبي فرسايش پذيري تشکيل شده اند و فشار وارده به علت نيروي جرياني آب بيش از مقاومت رسوب هاي دربرگيرنده است لذا بستر و ديواره آبراهه به طور طبيعبي در طول زمان تغيير مي کند. بر اساس نمونه و بار رسوب که در تغييرات وپايداري آبراهه ها اثر دارند، چند نوع آبراهه داريم:

  

آبراهه خطي مستقيم

مئاندر

 

نوع اول:در اين نوع، آبراهه با بار معلق در خطي مستقيم جريان دارد و پهناي آن تقريباً يکدست است بار آن کم و شامل ماسه و ريگ است مقدار شيب آن کم و آبراهه نسبتاً کم عرض و عميق است. اين نمونه از آبراهه ها در طبيعت نادرند.


نوع دوم: در اين نمونه، آبراهه مستقيم است. داراي بار متوسط و خطالقعر پر پيچ و خمي است. اين نوع آبراهه نسبتاً ثابت و پايدار ولي بار درشت آنها کم است. رسوب در امتداد آبراهه به صورت سدهاي متناوب به حرکت در مي آيد.


نوع سوم: اين نمونه با دو طرح آبراهه اي عرضه مي شود. نمونه اول آبراهه داراي بار معلق و پيچ و خم زياد است. اين آبراهه مقدار کمي بار درشت دارد. عرض آبراهه تقريباً يکدست است و سکوها ثابت هستند ولي مئاندر ممکن است آن را قطع کند. نمونه دوم آن جريان مئاندري را با پايداري کمتري نشان مي دهد. آبراهه ها با بار مختلط و بار بستر زياد و سکوها که داراي رسوب هاي با چسبندگي کم هستند و نسبت به آبراهه هاي داراي بار معلق پايداري کمتري دارند. بار رسوبي وسيع است و ذرات درشت بخش عمده اي از بار جريان را تشکيل مي دهد. بنابراين آبراهه وضع نسبتاً ناپايداري دارد. اما محل هاي جابجايي مئاندر و نقاط بريدگي دماغه اي و افتادگي بستر را مي توان در آن پيش بيني کرد.

 

نوع چهارم:اين نمونه حد واسطي بين حالت هاي مئاندري و بريده بريده شدن رودخانه است. بار رسوبي زياد است و ماسه و ريگ و تخته سنگ ها، بخش مهم بار رسوبي را تشکيل مي دهند عرض آبراهه متغير است، شيب تند است، افتادگي بريدگي ها و خط القعرها و جابجايي مئاندر و فرسايش سکوها از مشخصات اين نوع به شمار مي آيد.

 

نوع پنجم:اين آبراهه با بار بستري، نمونه مشخص آبراهه هاي سدي بريده بريده جرياني است. سدها و خط القعر در داخل آبراهه جابجا مي شوند. جريان هاي بريده بريده بيشتر در دشت ها و مخروط افکنه هاي آبرفتي ظاهر مي شوند. جريان هاي بريده جزيره اي در اين گروه است و کي از ثابت ترين نوع آبراهه هاست.

بر خلاف آبراهه هاي پايدار آبراهه هايي يافت مي شوند که نا پايدار بوده و به طور مستمر به تغييرات خارجي مختلف نظير بار رسوبي يا مقدار تخليه واکنش نشان مي دهند.

 

 اشکال تراکمي آبرفت رودخانه اي:

1) مخروط افکنه ها: در محيط هاي مختلفي ايجاد مي شوند. اين پديده به خصوص در نواحي خشک و نيمه خشک يا مناطقي با خشکي فصلي، يعني جايي که ميزان بالايي از رسوب وجود دارد و تجمع در آن صورت مي گيرد به وجود مي آيد. بخش فوقاني مخروط هاي آبرفتي عموماً داراي شيارهايي است و به دليل تهنشست ناگهاني در جريان هاي سيلابي جور شدگي ضعيف و آواري ها دانه درشت هستند که با دور شدن از منشأ دانه ريزتر و جورشده تر مي گردد.

2) کمربندهاي رسوبي: وقتي مکان تشکيل مخروط آبرفتي به اندازه کافي بزرگ و جادار باشد، ممکن است از کناره ها به يکديگر پيوسته و در طول منطقه پايکوهي، کمربندي رسوبي به وجود آورند.

3) پرشدگي دره ها: بيشتر دره ها شامل رسوباتي هستند که دره را پر مي کنند، اين رسوبات براثر فرسايش حاصل شده و به صورت پادگانه شکل گرفته اند و دشت هاي سيلابي را تشکيل مي دهند.

تشکيل مخروط افکنه و دشت سيلابي

نحوه گسترش دلتا

الف- دشت سيلابي: عبارت از سطحي آبرفتي است که با آبراهه در ارتباط است و غالباً از آب پوشيده مي شود. دشت سيلابي به سه طريق عمده تشکيل مي شود. يکي از راه ها افزايش عمودي و ديگري افزايش جانبي رسوبات مي باشد و راه سوم با تشکيل جزاير و ايجاد آبراهه هاي متروک به وجود مي آيد.


ب- دلتاها : در محل هايي که رودخانه ها با بار رسوبي بالا به توده هاي بزرگي از آب ساکن مي رسند از حرکت آنها کاسته شده در نتيجه دلتا تشکيل مي گردد و داراي سه واحد رسوبي اصلي مي باشند:

1)لايه هاي قسمت فوقاني که از سيلت و ماسه هاي دشت سيلابي، رسوبات آلي مردابي و ماسه هاي پلاتفرمي تشکيل شده اند.

2)لايه هاي قسمت جلويي شامل ماسه و سيلت درشت دانه با چينه بندي متقاطع که در قسمت شيب جلوي دلتا قرار دارند.

3)لايه هاي قسمت زيرين که شامل رس هاي دور از ساحل و رسوبات سيلتي هستند در تحتاني ترين قسمت سراشيبي تشکيل يافته اند. دلتا را مي توان بر حسب شکل هندسي آن به دو نوع تقسيم کرد: يکي دلتاهايي که از قدرت تخريب پذيري بالا و ديگر آنهايي که از قدرت سازندگي بالا برخوردارند.مهمترين متغيرهايي که در اندازه دلتاها دخيل هستند عبارتند از تخليه، ميزان توليد رسوب، شيب رودخانه و علاوه بر اينها درجه حرارت نيز در اين امر مؤثر است.

 

ژئومورفولوژي ساحلي:

سواحل سدي: سواحل سدي 13 درصد از سواحل کنوني جهان را تشکيل مي دهند و مخصوصاً در نقاطي با درجه انباشتگي و شيب کم و در محيطي با فراواني مواد رسوبي نا پيوسته تشکيل مي شوند. به نظر مي رسد آن دسته امواج سطحي که از نواحي دور دست مي آيند تشکيل اين جزاير با شيب کم را تسهيل مي کند.

سواحل سدي

سواحل فرسايشي

صخره نواحي معتدل

صخره پرشيب در اثر ضربه امواج

 

سواحل فرسايشي:فرسايش سنگ هاي ساحلي تقريباً از اختلاط سه دسته از فرايندهاي وابسته به هم نتيجه مي شود. اين سه دسته فرايند شامل عمل مکانيکي موج، هوازدگي و فرسايش بيولوژيکي مي باشد. که بايد به آنها جابجايي توده اي سنگ ها، اثر عوامل آبرفتي يخچالي و بادي را نيز اضافه کرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/01/31ساعت 10:49  توسط میلاد   | 

ژئوموفولوژی اقلیمی<دینامیکی>

مقدمه:
دخالت اقليم در پيدايش ناهمواري از برخورد بين کره سنگي و کره هوا نتيجه مي شود. نحوه دخالت اقليم چه در زمينه هوازدگي و چه در ارتباط با تاثير مکانيکي فرايندهاي شکل زائي، در سطح خشکي ها بسيار متغيير مي باشد. دخالت مستقيم اقليم در پيدايش ناهمواري ها در مناطقي که فعاليت هاي کنترل نشده انسان باعث رخنمون يافتن فراوان سنگ ها مي شود و يا در مناطقي که بر اثر کم آبي يا سرماي شديد غالبا عاري از پوشش گياهي مي باشد، سازندهاي سطحي کم ضخامت و غالبا پراکنده که ازلحاظ خاکشناسي تحول کافي نيافته اند ظاهر مي شود.
ژئومورفولوژي اقليمي ناهمواريها را در ارتباط با آب و هوا بررسي مي کند و دنباله ژئومورفولوژي ديناميکي است، زيرا ژئومورفولوژي ديناميکي تضاد عملکرد پديده هاي را در سطح زمين مطالعه مي کند که بين عوامل و فرايند هاي فرسايش حاصل شده اند. به عبارت ديگر ويژگي هاي ساخت يک ناهمواري از طريق عوامل مختلف يک سيستم شکل زائي تجزيه و تحليل مي شود. ژئومورفولوژي اقليمي به نحوي چهره ظاهري ناهمواري را بررسي مي کند در حالي که ژئومورفولوژي ساختماني استخوان بندي ناهمواري را در ارتباط با اهميت نسبي و نظم و ترتيب توده هاي از سنگ را مطالعه مي نمايد که در برابر فرسايش مقاومت هاي متفاوتي دارند.
در اين بحث بعد از تجزيه وتحليل ارتباط ناهمواري با اقليم، جغرافياي اين ناهمواريها در محدوده هاي بزرگ اقليمي در سطح دنيا مطالعه خواهدشد. اين مطالعات به ما امکان مي دهد تا ارتباط کامل اين پديده را بامحيط هاي کنوني زيست اقليمي ارزيابي کنيم.
- نحوه دخالت اقليم:
دخالت اقليم در پيدايش ناهمواري از برخوردبين سنگ کره و هوا کره نتيجه مي شود و نحوه دخالت اقليم چه در زمينه هوازدگي و چه در ارتباط با تاثير مکانيکي فرايندهاي شکل زائي در سطح خشکي ها بسيار متغيير مي باشند.
- دخالت مستقيم اقليم:
در مناطقي که فعاليت هاي انسان باعث رخنمون يافتن سنگ ها مي شوند، دخالت مستقيم اقليم ظاهر مي شود و يا مناطقي که بر اثر کم آبي ياسرماي بسيار زياد غالبا عاري از پوشش گياهي مي باشند، بدين صورت که در نواحي گرم کم آب، به دليل بزرگي قطرات و سرعت سقوط آنها و برخورد به مواد سست سطوح عريان فرسايش سيلابي بسيار شديد وقابل توجه است تناوب فعاليت واثر سريع آبهاي جاري مظهر ديگري از نقش مستقيم اقليم است. در بيابانهاي سرد بارش هاي برف به شکل يخ متمرکز مي شوند و ذوب يخ باعث ايجاد جويبارها مي شود ولي شکل زايي با آنچه در بيابان هاي گرم گفته شد فرق دارد، زيرا ذوب يخ تدريجي است.
يکي ديگر از مظاهر مهم جوي باد است که درصورت عريان بودن زمين از شرايط مناسبي براي فعاليت هاي سايشي برخوردار ست.
- دخالت غير مستقيم اقليم:
هنگامي که پوششي از گياه يا خاک بين سنگ کره و هوا کره قرار گيرد، چگونگي دخالت اقليم در شکل زايي، بسيار پيچيده تر خواهد بود. در اين مناطق گياهان براي تامين اعمال حياتي خودمانند: تنفس، تعريق و تغذيه قسمت زيادي از حرارت را جذب مي کنند و سهم انرژي که به زمين مي رسد گاهي تا3/1 کاهش مي يابد. همچنين گياهان تغييراتي را در زمينه دخالت آب به وجود مي آورند، بدين صورت که لايه حفاظتي کم و بيش ضخيمي را در برابر قطرات باران تشکيل مي دهندوخاک را در برابر فرسايش باراني حفاظت مي کنند و از خزان برگ ها در جنگل ها، لايه هايي تشکيل مي شوند که اثر حفاظتي را افزايش مي دهند.
+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/01/31ساعت 10:37  توسط میلاد   | 

ژئومورفولوژي

تعريف لغوي : ژئومورفولوژي علم شناسايي اشکال ناهمواريهاي زمين است ، اين واژه از زبان يوناني گرفته شده و از سه جز Geo به معني زمين ، Morphe به معني شکل و Logos به معني شناسايي ترکيب يافته است<\/h1>

ديد کلي : ژئومورفولوژي جديد بيشتر مبتني بر مقايسه سيستماتيک اشکال ناهمواريها و نهشته‌هايي است که موجب تعيين سن آنها مي‌گردد و همچنين تعيين اشکال اوليه و اصلي ناهمواريها و بالاخره شناسايي فرآيندها و محيط موورفوکليماتيک هنگامي که ناهمواريها را بوجود آورده‌اند، مورد توجه مي‌باشد.
همچنين ژئومورفولوژي از مطالعات آماري براي بررسي اشکال ناهمواريها بهره مي‌گيرد و سعي دارد در تحول ناهمواريهاي زمين عليرغم پيچيده بودن مساله ديناميک طبيعت ، سهم فرآيندهاي مختلف ناشي از آب و هوا و پوشش گياهي و ماهيت سنگها و ساخت زمين و تغيير شکلهاي تکتونيکي و ميراث مراحل اوليه تکامل را از نظر دور ندارد.

ژئومورفولوژی

تاريخچه :اين علم از ديرباز به وسيله جغرافي دانان يوناني بي‌آنکه عنوان مشخصي داشته باشد شناخته شده بود و بعدها در دوره رنسانس ، لئوناردو داوينچي و برنارد پاليسي در گسترش آن پيش قدم شدند. لئورناردو واوينچي در يادداشت‌هاي خود از روابط مهمي که بين ابعاد دره‌ها و رودخانه‌ها وجود دارد سخن مي‌گويد و در قرن نوزدهم ژئومورفولوژي يکي از شاخه‌هاي سيستماتيک علوم مربوط به زمين مي‌گردد.


 

سير تحولي و رشد :


 

- کاربرد ژئومورفولوژي در اوايل قرن 19 بوسيله مهندسين هيدروليک که مامور ايجاد کانالهاي آبي و تنسيق رودخانه‌ها بودند، مورد توجه قرار گرفت و ژئومورفولوژي ديناميکي نيز در تنظيم طرحهاي ايمني و حفاظت راه‌ها مورد توجه مهندسين عمران ناحيه‌اي واقع شد، از جمله مهندس سورل در سال 1872 تئوري جديدي در مورد چگونگي تحول و تکامل و دگرگوني رودخانه‌ها ارائه داد. و مهندس دوس آب شناس معروف در سال 1841 مفهوم نيمرخ متعادل رودخانه‌ها را بيان داشت.
- جنگل‌ انان نيز به نوبه خود دريافتند که در جهت مبارزه عليه
فرسايش خاک به وسيله سيلابها مي‌توان از علم ژئومورفولوژي کمک گرفت و به همين منظور در قرن نوزدهم درخت کاري حوضه‌هاي سيلابي متداول گرديد.
- پژوهش‌هاي علمي ژئومورفولوژي از اواخر قرن 18 آغاز گرديده بود و سوسور اهل ژنو ضمن بررسي يخچالها و اشکال نهشته‌هاي يخچالي دريافته بود که گسترش
يخچالها در گذشته فوق العاده بيشتر از عصر حاضر بوده است : مطالعات نامبرده درقرن 19 به وسيله يک سوئيسي ديگر به نام آگاسيز دنبال شد.
- زمين شناسان نيز به نوبه خود در جهت تعيين
تاريخ زمين شناسي ، تحول ناهمواريها را مورد توجه قرار داده‌اند. چنانچه در اواخر قرن 18 هوتون مبتکر اين روش بوده و تحقيقات نامبرده چند سال بعد به وسيلهپليفر و جيکي و لئيل تعقيب شده است. در اواسط قرن 19 زمين شناسان انگليسي اولين کساني بودن که مفهوم پيدايش دشتگون را بيان داشته‌اند.
- در کشور فرانسه ژنرال دولانوئه و مارژري که اولي توپوگراف و ديگري زمين شناس بود، اشکال کلاسيک ناهمواري ژورايي را با توجه به ساختهاي چين خورده آن بررسي کرده‌اند و در سال 1888 کتال جالبي تحت عنوان مقدمه‌اي بر ژئومورفولوژي به چاپ رسانيده‌اند.
- در اتازوني ، کشف قسمتهاي نيمه خشک غرب به پوول اجازه داد که ضمن بازبيني زميني کيفيت تخريب رودخانه‌اي را در کانيون کلرادو تجزيه و تحليل کند، و همچنين ژيلبرت در اين زمينه مکانيزم آبهاي جاري را تعيين کرده و ماک جي نيز نقش آبهاي جاري سفره‌اي شکل را بررسي نموده است.


 

- اين قبيل بررسي‌ها بعدا به وسيله ويليام موريس داويس تئوريسين معروف تکميل گرديده و نامبرده تئوري معروف سيکل فرسايش را پيشنهاد مي‌کند و با ارائه اين تئوري ، ژئومورفولوژي وارد مرحله جديدي مي‌شود و داويس شخصيت علمي جهاني پيدا مي‌کند.


 

قلمرو ژئومورفولوژي :


 

در مطالعه ناهمواريهاي پوسته جامد زمين مي‌توان سه ناحيه به شرح زير تشخيص داد:


 

- زمين‌هايي که در آب فرو رفته‌اند (اعماق دريا‌ها و درياچه‌ها).


 

- زمين هايي که خارج از آب هستند يعني خشکيها.


 

- ناحيه تلاقي اين دو يعني ساحل که خود قلمرو ويژه‌اي است.


 





تصوير


 

انواع ژئومورفولوژي:


 

- ژئومورفولوژي ساختماني :
ژئومورفولوژي ساختماني از ماهيت سنگها و طرز قرار گرفتن آنها و پديده‌هايي که از عمل تکتونيک (مانند خميده گيهاي طبقات ، شکستگيها ،
چين‌ها و...) حاصل مي‌شود ، بحث مي‌کند که مي‌توان گفت قسمت عمده شکل گيريهاي پوسته زمين به وسيله اين علم شناخته مي‌شوند.
- ژئومورفولوژي فرسايشي : گروه ديگر مانند آبهاي جاري ،
باد ، يخچالها که موجب کنده کاري ناهمواريها گشته و کم و بيش موجب تخريب و از بين رفتن آنها مي‌گردند، مطالعه اين گونه عوامل ، ژئومورفولوژي فرسايشي را تشکيل مي‌دهد که گاهي به آن با کمي تفاوت در معني عبارت ژئومورفولوژي دوره‌اي اطلاق مي‌شود


 

- ارتباط ژئومورفولوژي با ساير علوم:


 

بين ژئومورفولوژي و ساير علوم ازجمله خاک شناسي ، هيدرولوژي و اکولوژي و آب و هوا شناسايي روابط بسيار نزديک وجود دارد. زيرا عوامل اين قبيل علوم بيشتر در سطح زمين موثرند. به علاوه مطالعات ژئومورفولوژي يک ناحيه با دانستن اطلاعات حاصله از علوم ذکر شده آسانتر مي‌گردد.


 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/01/31ساعت 10:34  توسط میلاد   | 

کاربرد ژئومورفولوژي در مطالعات رسوب شناسي

 ويژگي سنگهاي رسوبي با نوع و جنس مواد تشکيل دهنده آنها و با کيفيت انباشته شدن اين مواد روي يکديگر و نوع تغيير شکل آنها و تبديل مواد به سنگ(دياژنز) در ارتباط است.گرچه مرحله تبديل مواد به سنگ هاي رسوبي يعني مرحله دياژنز در قلمروي مطالعات زمين شناسي قرار مي گيرد،ولي در مرحله اوليه آن يعني نحوه پيدايش مواد تشکيل دهنده رسوبات و چگونگي حمل و رسوب يافتن آنها در قلمروي مطالعات ژئومورفولوژي قراردارد. ماهيت سنگ هاي رسوبي از نظر توصيفي که به "پتروگرافي" معروف است و همچنين از جهت اندازه دانه هاي تشکيل دهنده آن که دانه بندي خوانده مي شود مستقيما به عوامل ژئومورفولوژي مربوط مي شود.   همچنين مورفوژنز، با تخريب و فرسايش سنگهاي مادر، نوع و مقدار مواد را که به حوضه هاي رسوبي مي رسد تنظيم و هدايت مي کند.

رابطه ژئومورفولوژی و دیاژنز

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/01/31ساعت 10:24  توسط میلاد   | 

موفقیت

 
+ نوشته شده در  شنبه 1389/01/28ساعت 10:52  توسط میلاد   | 

سخنان ارد بزرگ درباره پیشرفت آدمی

پیشرفت آدمی زمانی بدست می آید که بر کردار و رفتار خود فرمانروا باشد . ارد بزرگ


خواسته مراد از مرید خاموشی و ژرف نگریست ، و خواهش مرید از مراد ، نشان دادن راه پیشرفت .  ارد بزرگ


پیشرفت تنها در سایه آمادگی همیشگی ما بدست می آید . ارد بزرگ


مردمان توانمند  در خواب نیز ، رهسپار جاده پیشرفتند .  ارد بزرگ


برای پویایی و پیشرفت ، گام نخست از پشت درهای بسته برداشته می شود .  ارد بزرگ

+ نوشته شده در  شنبه 1389/01/28ساعت 10:30  توسط میلاد   | 

نقشه های از سراسر جهان با هر موضوعی

اطلس جديد ايران و جهان

نقشه اندونزی ـ جنوب پاپوآگينه نو

مقدمه

نقشه استراليا

ويژگيهای جغرافيايی استانها و شهرستانهای ايران

نقشه نيوزلند

اطلاعات در مورد کشورهای جهان

نقشه اروپا

قله های کوههای مهم جهان و ارتفاع آنها

نقشه غرب اروپا

 

نقشه انگلستان ـ ايرلند

  بخش دوم: اطلس ايران و جهان

نقشه اروپای غربی

راهنمای نقشه ها

نقشه اسپانيا ـ پرتغال

پرچم کشورهای جهان

نقشه ايتاليا

نقشه جهان نما سياسی

نقشه اروپای شرقی

نقشه جهان اسلام

نقشه کشورهای اسکانديناوی

نقشه ساعتهای استاندارد جهان

نقشه ايسلند ـ گروئنلند

نقشه خاورميانه

نقشه شمال اروپا

نقشه جمهوری اسلامی ايران - طبيعی

نقشه آفريقا سياسی

نقشه جمهوری اسلامی ايران - سياسی

نقشه شمال غرب آفريقا

نقشه استانهای : تهران ـ قم ـ مازندران

نقشه شمال شرق آفريقا

نقشه استانهای : اردبيل ـ آذربايجان شرقی و غربی ـ کردستان

نقشه شرق آفريقا

نقشه استانهای: گيلان ـ زنجان ـ قزوين ـ همدان ـ مرکزی

نفشه آفريقا (قسمت جنوبی)

نقشه استانهای: کرمانشاه ـ لرستان ـ ايلام

نقشه آمريکای شمالی (سياسی)

نقشه استانهای: اصفهان ـ چهارمحال و بختياری ـ يزد

نقشه کانادا - آلاسکا

نقشه استان خراسان (بخش شمالی)

نقشه ايالات متحده آمريکا

نقشه استان خراسان (بخش جنوبی)

نقشه ايالات متحده آمريکا (قسمت غرب)

نقشه استان کرمان ـ شمال فارس

نقشه ايالات متحده آمريکا (قسمت شرق)

نقشه استانهای: فارس ـ بوشهر  ـ کهکيلويه و بويراحمد

نقشه آمريکای مرکزی ـ مکزيک

نقشه استان هرمزگان ـ جنوب کرمان

نقشه آمريکای مرکزی ـ دريای کارائيب

نقشه استان سيستان و بلوچستان (بخش شمالی)

نقشه آمريکای جنوبی (سياسی)

نقشه استان خوزستان

نقشه آمريکای جنوبی (قسمت شرق)

نقشه استان سيستان و بلوچستان (بخش جنوبی)

نقشه آمريکای جنوبی (قسمت غرب): کلمبيا، پرو، ونزوئلا

نقشه دريای خزر

نقشه آمريکای جنوبی (قسمت جنوب)

نقشه خليج فارس ـ اقيانوس هند

نقشه آمريکای شمالی ـ آمريکای جنوبی (سياسی)

نقشه آسيای سياسی

نقشه استراليا

نقشه کشورهای مستقل مشترک المنافع (شوروی سابق)

نقشه قطب جنوب

نقشه کشورهای عضو اکو

نقشه قطب شمال

نقشه دريای مديترانه

 

نقشه پاکستان ـ هندوستان ـ افغانستان ـ تاجيکستان

 

نقشه مغولستان ـ شمال چين

 

نقشه چين ـ تايوان

 

نقشه ژاپن ـ کره

+ نوشته شده در  شنبه 1389/01/28ساعت 10:3  توسط میلاد   | 

سخن امروز

در پشت هیچ در بسته ای ننشینید  تا روزی باز شود . راه کار دیگری جستجو کنید  و اگر نیافتید همان در را بشکنید . « ارد بزرگ »
+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/01/24ساعت 11:23  توسط میلاد   | 

gis

این هم یک سایت جی ای اس انگلیسی زبان که به فارسی ترجمه شده .برای دیدن کلیک کنید
+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/01/24ساعت 11:12  توسط میلاد   | 

کرمانشاه

با درود همانطور که ازپیش قول داده بودم نکات جالب ومرتبط با طبیعت زمین درباره کرمانشاه را بنویسم در نخست اطلاعات پایه ای را خواهم گذاشت ودر روزهای اینده منتظر مطالب جالبی باشید.خواهشمندم برای دیدن کلیک کنید..
+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/01/24ساعت 10:27  توسط میلاد   | 

سخن روز

البرت انیشتین:* «دوچیز بیپایان هستند: اول «منظومه شمسی»، دوم «نادانی بشر»، در مورد اول زیاد مطمئن نیستم.»
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/01/23ساعت 11:18  توسط میلاد   | 

پاسخ درخواست یک دوست[[جغرافیای سیاسی]]

جغرافیای سیاسی شاخه‏ای از علم جغرافیا است که تأثیرپذیری و‎ ‎تأثیرگذاری سیاست و قدرت در محیط جغرافیایی و ‏به بیان دیگر، تأثیر تصمیمات سیاسی بر‎ ‎محیط جغرافیایی را مورد کاوش و بررسی قرار می‏دهد. نقش ویژه ‏جغرافیای سیاسی،‎ ‎سازماندهی سیاسی فضا در سطح محلی، ملی و منطقه‏ای است.

ژئوپلیتیک که به طور سنتی‎ ‎بر ‏اساس اطلاعات، دیدگاه‏ها و تکنیک‏های جغرافیایی به مسائل سیاست خارجی کشورها‎ ‎می‏پردازد، یک نوع جغرافیای ‏سیاسی کاربردی قلمداد می‏شود. ‏

جغرافیای‎ ‎سیاسی پدیده‏های سیاسی را در فضای درونی یک کشور مورد بحث قرار می‏دهد که به طور‎ ‎سنتی شامل ‏مفاهیمی مانند مرز، ملت ، حکومت و سرزمین است.

نظر به این که یک کشور در‎ ‎بطن مطالعات جغرافیای سیاسی ‏جای دارد از پیوند سه عامل ملت، حکومت و سرزمین، کشور‎ ‎تشکیل می‏شود؛ بنابراین همه موضوعات مرتبط با ‏این مفاهیم، مانند ریشه‏یابی مسائل‎ ‎قومی ، جریانات مهاجرت ، تحلیل قدرت سیاسی نواحی شهری، تحلیل فضایی ‏قدرت سیاسی در سطح‎ ‎کشور، تقسیمات کشوری و رقابت‏های مکانی، دولت محلی ، تمرکز و عدم تمرکز قدرت ‏سیاسی ‎جغرافیای انتخابات ، از جمله مسائل مرتبط با کشور هستند که امروزه در جغرافیای سیاسی‏‎ ‎مورد توجه و ‏بررسی قرار می‏گیرند.

از طرف دیگر، در حوزه مسائل جهانی نیز که قلمرو‎ ‎مطالعات ژئوپلیتیک است، به طور ‏سنتی درباره مناسبات قدرت در سطح جهان و راه‏های‎ ‎دست‏یابی به قدرت جهانی و افزایش آن بحث و بررسی ‏می‏شود. در حال حاضر تحولاتی که در‎ ‎سیاست جهان روی داده است تنوع بیشتری به مباحث ژئوپلیتیک بخشیده و ‏این شاخه از‎ ‎جغرافیای سیاسی مفاهیم تازه و متنوعی را مورد بحث قرار می‏دهد. ‏

بررسی این مفاهیم در بستر زمان و مکان‎ ‎کمک شایان توجهی به روند اداره امور و کشور داری بهتر می‏کند                                                                                            سایت های جغرافیای سیاسی:                                                       http://geopolitic-azad.blogfa.com/                                                               http://www.ngdir.ir/geoportalinfo/PSubjectInfoDetail.asp?PID=426                                       http://translate.google.com/translate?hl=fa&langpair=en%7Cfa&u=http://www.globalissues.org/issue/65/geopolitics                                                      http://www.bashgah.net/pages-679.html                   http://translate.google.com/translate?hl=fa&langpair=en%7Cfa&u=http://www.answers.com/topic/geopolitics                                                                                           

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/01/23ساعت 11:6  توسط میلاد   | 

تصاویر ماهواره ای زنده ازهرکجای جهان که شما طلب کنید

با کلیک بر روی این سایت:      http://search.earthcam.com/mapsearch/                                                                                                              
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/01/23ساعت 10:48  توسط میلاد   | 

بهترین تصاویر سال2009 میلادی موسسه ی نشنال ژئوگرافیک

 

 
 
 
 

 
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/01/23ساعت 10:34  توسط میلاد   |